Archive for November 2011

پس از سرکوب‌های خونین چند ماه اخیر، این روزها دانشجویان در دانشگاه‌های تهران و دیگر نقاط کشور، برای ابراز مخالفت خود با شرایط موجود، سعی‌ بر عرض اندامی دوباره میکنند.

ایشان با شجاعت و عزمی راسخ دوباره به میدان آماده تا بگویند که آرزوی تغییر شرایط و بهبودی اوضاع را دارند، در صورتی‌ که با دولت کودتا هم کنار نخواهند آمد.

شعار‌هایی‌ که این دانشجویان استفاده میکنند، عمق درک ایشان را به نیاز مبرم عدالت، آزادی، دمکراسی، و زندگی انسانی‌ را گویا میشود. اعتراضات دانشجوی در ایران بخوبی نمایانگر یک طیف روشنفکر و جوان است، در حالی‌ که این جوانان به هیچ ایدئولوژی و حزب سیاسی غیر از جنبش سبز اعتقادی ندارند. در اصل جنبش سبز برامده از نیاز‌های نسل جوان ایرانی‌ است که خسته از عقاید سیاسی پدران و مادران خود، در جستجوی یافتن راهی‌ تازه به سوی آینده‌ای روشن برای ایران هستند.

شعار: “شکنجه – تجاوز دیگر اثر ندارد” به گونه‌ای ابراز همدردی با جوانانی است که مورد تجاوز جنسی‌ قرار گرفته اند، و از طرف دیگر، صحه گذاشتن به جرمی‌ است که حاکمیت آن را نفی می‌کند. شعار دیگر: “دولت کودتا استعفا، استعفا” خود درخواست دیگری است که بر هیچ ایرانی‌ آزادی خواهی‌ پوشیده نیست. در هر صورت امروز، ما در گذرگاه تاریخی‌ بسر می‌بریم که برای عبور سالم و بدون خطر، ما محتاج حمایت،همدردی و همنوازی با مردمی هستیم، که قیمت قزافی برای درخواست‌های خود داده و میدهد.

به امید همدلی هر چه بیشتر با جوانان وطن در بند.

Share
هر روز یک چیزی ممنوع میشود.  از نوع خوردن و خوابیدن، لباس پوشیدن، راه رفتن، حرف زدن، و انسان بودن تا هر آنچه که نام زندگی‌ دارد و یا ندارد، در میهن ما ممنوع است.  با ماشین‌های خاکبرداری بزرگ نه تنها آثار باستانی ما در آن میهن هر روز به زیر خاک میرود بلکه روح و روان انسان‌ها هر چه بیشتر در بند و زنجیر میرود.   حالا دیگر نوبت قصه‌هایی‌ است که در دوران کودکی شنیده بودیم، قصه اتل متل و در این راستا سانسور زندگی‌ و آثار فرهنگی ما هر روز ادامه دارد.  می‌گفتند که ظلم پایدار نمیماند، چگونه ۳۲ سال این ظلم همچنان روح ما را مثل موریانه میخورد؟  می‌گفتند که آخر شاهنامه خوش است؟ چه زمانی‌ آخر این شاهنامه را ما میبینیم؟  از زندگی‌ در میهن ما دیگر چه مانده، همه در حال ترک وطن هستند، ما هم که از غربت نشینان قدیمی‌ تر هستیم، از راه دور غصه می‌خوریم و کاری از دستمان بر نمی‌آید.  واقعیت این است که مردم خسته و ناتوان از این همه فشار میشوند، شاید هم که هدف نامردان آن رژیم این است که اگر هر چه بیشتر فشار بیاورند و مردم را عاجز کنند، شاید که بر عمر حکومتشان افزوده شود.  ولی‌ این دیگ فشار روزی منفجر میشود و وای بر ابعاد آن، این دیگر بر کسی‌ پوشیده نیست.  وقتی‌ به عمق این همه رویداد‌های ناگوار و تصمیمات دشمن وار سردمدران را میبینیم، چه فکر می‌کنیم؟  آیا احساس نامیدی نسبت به تغیری مثبت در ما شکل نمیگیرد؟ این احساس روح انسان را فرسایش میدهد همانطور که میلیون‌ها انسان در میهن ما سر در گریبان برده و خسته از این همه بی‌عدالتی هستند.  به تازگی چندین خبر غم‌انگیز داشته‌ایم، جوانان عزیز که اقدام به خودکشی‌ میکنند و خبر آن دل‌ هر انسانی‌ که شرف دارد را به درد میاورد.  واقعا چاره چیست جز این که امید فرا رسیدن صبح رادر دلها نگاه داشت و بر آن پایدار بود.  به غیر از این سلامت روح و روان و این جان اجتماعی جامعه ایرانی‌ در خطر است همطور که نسل‌های آینده ما در خطر نابودی و فرسایش معنوی هستند.  همدردی برای این ملت در فشار شاید که راه خوبی‌ برای گسترش روحیه سازندگی در آینده‌ای بهتر باشد
اینجاست که می‌توان پرسش کرد: اتل متل توتوله، حال وطن چه جوره؟
Share


Critical Thinking is a decisive skill that has to be taught from the early ages. While critical thinking is pertinent to our daily life, it is not accepted or encouraged in dictatorships or oppressive systems. Still today in 2011, people are being told what to think and how to think.
Years ago, once searching for graduate school I realized that most universities offered a course called: Critical Thinking. This blew my mind. Along that line, in one of the courses for my graduate studies, we had a professor who at the end of each session would suggest readings while wishing us a “happy creative thinking.” To me, this was incredible, I kept telling myself, how could my thinking become happy or be creative at all while I was dealing with internal and external forces of oppression?
I came to think that no one had ever encouraged me or us for a happy thinking. While I was suffering from the fact that my countrymen and women were being killed at the same time in my home country because they were critical thinkers, here I was challenged to become overly critical of our compound planet.
I would look around and check for the critical thinkers in my surroundings. While people had that skill, yet their voices were low, they had almost no energy of thinking deeper, or they were hiding in the corners of each justified avenues for silently talking about the injustice in their home country. I could see that oppression had taken over critical thinking.
I had to gasp for breath when I recalled how our people have always been discouraged and punished for being critical thinkers.
Obviously, critical thinking for us Iranian is intertwined with fear, intimidation, harassment, and punishments. Now with the western movements such as Occupy Wall Street followed by a whole range of Occupy places, we would think that our younger generations are showing their potential for critical thinking by demanding for reforms. Perhaps our younger, multicultural, social media generations have learned to be critical thinkers in the school of hardships and in the aftermath of poverty and injustice.
However, still it is significant that universities and academic institutions around the world offer critical thinking courses and keep encouraging people to actually thinking critically.
Surely, our current situation in the world requires critical thinking for finding new creative ways in dealing with the most challenging issues in our human history. Human being is without a doubt thirsty for widespread humanity, peace, freedom, respect for everyone’s rights, and justice more than ever before. We need to question the status quo while offering a platform for the new ideas.
Thinking critically could become a habit, a source of gathering strength, a way for expressing the self, a method for organizing one’ thoughts, an avenue to download what is bothering, search for answers and new ideas a plan for next actions and a structured way of hoping for change.
Therefore, critical thinking is entangled with the freedom of speech and human rights.

Share