Monthly Archives: September 2009

بیماری مالیخولیا

از دید علم روانشناسی‌ افرادی که بزرگ نما یا عالی‌ نما هستند و یا خود را بیش از حد معمول بزرگ و مهم جلوه میدهند، به بیماری توهم و تخیل می‌توان نسبت داد. البته هر انسانی‌ ممکن است در شرایطی تظاهر به بیشتر و والا تر بودن از دیگران کند، ولی‌ بیماری توهم در درصد کمتری از افراد میتواند رشد کند آنهم به دلیل بسیار مشخصی.
این افراد بزرگ نما اعتقاد قلبی و راسخ دارند که ایشان بهتر از دیگران می‌دانند و مصلحت همه را میتواند تشخیص دهند. از ویژگی‌‌های رفتاری این افراد بلند گو و یا گزاف گو این است که این افراد بسیار در مورد خویش مبالغه میکنند، کوچکترین موضوع را بزرگ میکنند، و دیگران را عوامل خطر بر ضد هستی‌ خود میداند.
بیماری توهم و تخیل بیمار گونه در این افراد بسیار امر جدی است به نحوی که ایشان در جستجوی یک خدای منحصر بفرد و یا یک قدرت مطلق حاضر میشوند که دیگران را قربانی کند. این افراد بزرگ نما، بسیار خود را میپرستند، تا درجه‌ای که هرگونه رفتار دیگران را توطئه و تهدید و خطر بر ضد خود به حساب میاورند. این افراد در دنیای ابهام، شک، تردید، و تجربه روانی‌ دیدن ارواح و یا افراد فرستاده شده از طرف خدایان زندگی سختی را برای همراهان خود به ارمغان میاورند.
بیماری مالیخولیا بیماری است که می‌توان بصورت درجه پیشرفته این توهم برتر بودن قلمداد کرد. این بیماران از آنجا که خود را خدا و یا فرستاده شده از طرف خدا و یا امامان می‌دانند، دست به هر کاری میزنند که دشمن خیالی خود را نابود کنند چرا که هستی‌ پریشان و غیر واقعی‌ ایشان از دید این افراد همیشه در حال فرو ریختن است.


رفتارهای مردان خدا زده که خود را صاحب جان و مال و ناموس مردم ایران میداند، در توصیف بیماری مالیخولیا بسیار میگنجد.
فقط درد اینجاست که این مردان قدرت خود را با اسلحه، کشتار، حمله، و تجاوز به زور نگاه داشته اند، در حالی‌ که مردم ما بیدفاع ولی‌ شجاعانه در مقابل این دیو‌های بیمار ایستاده اند.
درد بسیار است ولی‌ امید هم بیسار، چرا که پرچم عقل و اندیشه سالم باید دوباره بر فراز بلند‌ترین بام ایران به احتزاز دراید، در این امر شکی نداریم.
به امید آنروز و همدردی با قربانیان این بیماران خطرناک.

Share

Rape In Iran Prisons

The disturbing news about the rape of inmates in Iran prisons has now made the hardliners in Islamic regime to gaurd against the truth more than ever.   The controversial news however has shaken the foundation of the whole structure of this regime.  Those who fight to stay in power with any means still use denial, rejection, and intimidation as their usual way of silencing people.  Stealing the evidence, oppressing the witnesses, and threatening the victims are also what the oppressors in Iran do.  None of these are new to any of us Iranians, not any more.

Still, what is innovative is the shocking disclosure of rape, torture, and sexual assault on inmates all over the Iranian media.  Discussing or complaining about sexual assault allegedly offended by the prison guards in the Islamic regime has never been this easy.

Victims and their families are telling stories that change our communities forever.  The details of described sadistic act of crime offended by the guards and the interrogators in the prisons are finding ways to people’s everyday life now more than ever before in our history.

The public discussion about rape and sexual abuse in our prisons are leaking out in a broad scale and from different sources, something that opens up a discussion about the act itself.

While the act itself have been occurring  in the Iran prisons, at least to our collective knowledge during past 30 years, yet the impact of this violent crime on communities are not known.

Disgracing the inmates with rape while ridiculing their belief has been reported as used treatments by the guards in many of the prisons across Iran.  It is significant to realize that many victims of rape, torture, and harassments in jails are too fragile to come forward for telling their stories.  Beside the damages of such act on people are too harsh why their trusts in any justice are under question.  This all happens while the trust to any justice under the umbrella of current regime of Iran is impossible.

Unfortunately as there are no statistic or correct information about how many incarcerated individuals who have been victimized this way.

The clinical damages and the debilitating impact of these horrible crimes on individuals are to be discussed.  On one hand these victims and their families are brave to handle a very unbearable situation while on the other hand we can just imagine the cultural embarrassments and barriers for Iranian families to help these victims.  All these problems seem to challenge a nation in a country where justice is an illusion.

Peace and healing comes with acknowledgment and serious steps to help the victims and their families. Still hard to believe such an action is under the Iranian regimes of hate and terror of its own people.

May peace,healing, and happiness for our people be intertwined with freedom and democracy in a near future.

September 14, 2009
www.middlepeace.com

Share

ما کجا و اینها کجا

آن دسته از ما ایرانیان که در خارج از ایران زندگی می‌کنیم، وقتی‌ به بحث‌های رادیو – تلویزیون این کشورهای غربی گوش می‌کنیم، شاید با خود می‌‌اندیشیم که:اینها از چه سخن می‌گویند و و ما در چه مباحثی باید هنوز در جا بزنیم.
از طرف دیگر، وقتی‌ که خبر موفقیت و پیشرفت این همه ایرانی‌ هنرمند، فرهیخته، و دانشمند را می‌شنویم، میتوانیم باز هم پرسش کنیم که اینها کجا و ما کجا!
وقتی‌ که به پای درد و دل‌ مردم کوچه بازار خود در سایت‌های اینترنتی – خبری و یا ارتباط‌های شخصی می نشینیم باز هم این سوال پیش میاید، که آنها کجا و ما کجا. در هر حال که گاهی دلمان از این همه تضاد و اختلاف بدرد میاید، گوش کردن به موضوعات بحث و انتقاد در رسانه‌های غربی میتواند یک دید کلی‌ به ما بدهد، که ما کجا و اینها کجا।
البته این دید مقایسه ای در مجموع سالم نیست، چرا که بدون شک ما ایرانیان در دنیای بسیار متفاوت از بسیاری از جوامع غیر پیشرفته- متوسط – مترقی زندگی می‌کنیم ؛ یک دلیل عمده آنهم ساختار فرهنگی‌-اجتماعی حاکم بر زندگی ما ایرانیان است.
این تفاوت آنچنان فاحش است که با شنیدن اخباری که از ایران می‌رسد، گاهی به این فکر می‌کنیم که آیا هرگز ما از این پسرفت و عقب ماندگی نجات پیدا خواهیم کرد یا نه؟
وقتی‌ دولت مردان غربی بحث در مورد حقوق شهروندان میکنند و ما فقط خبر ازپایمال کردن حرمت انسان در ایران می‌شنویم، باز هم میتونیم فکر کنیم که، اینها کجا و ما کجا! این همه تفاوت در حالی‌ صورت می‌گیرد که فیلسوفان و متفکران غربی همچنان درحال مطالعه مکاتب شرقی‌ و بحث در مورد بزرگان فرهنگ ایران ما هستند شاید ، ایشان نیز میاندیشند که آنها کجا (بودند) و حالا کجا (هستند)؟
همچنان آثار بی‌ مانند حافظ ، مولانا، فردوسی‌، و دیگر بزرگان تاریخ ادبیات پارسیان و تناسب آن همه خرد با معضلات کنونی‌ ما این فکر و پرسش را به وجود میاورد که آنها کجا و ما کجا!
از آنجا یکه که پیشرفت، انسانیت، همدردی، و میهن پرستی‌ هرگز در دستور کار دولتمردان ایران در این سه ده اخیرنبوده، هر روزو سلسله وار خبر ازخط و نشان‌های تازه تر برای تداووم تنبیه این مردم که فقط صداقت خود را در حفظ میهن نشان داده‌اند، به گوش می‌رسد।. در اینجا باز هم برمیگردیم به خودمان: ایشان کجا و دنیا کجا؟
به امید این که روزی ماهم بپرسیم ما کجا و آنها کجا؟ شاید این فکر یک فقط یک خیال و توهّم است. پس واقعا ما کجا و ما کجا؟


Share